تبليغاتX
نوشته های طنز

طنز پردازیهای ملا ضحکه الدین

درباره وبلاگ
سلام !
من ملا ضحکه الدین هستم و مانند بدل خودم (ملا نصر الدین) کار طنز می کنم. امیدوارم کارهایم مورد غبول(!!!) شما قرار گیرد.
یا حق.
پیوندها
طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
خاطره دوست پدرم
سلام

خاطره دوست بابام: داشتم همین جور تو کوچه ها پرسه می زدم یهو حس کردم یه باد توی معده ام پیچید برای اینکه جلوی دو سه تا ادم که اونجا بودن ضایع نشم پیچیدم تو یه کوچه فرعی صبر کردم بعدش هم ........ یهو از بالا سر یه صدا اومد : خاک تو سرت سرم رو برگردوندم  یه زن بالا پشت بوم خونشون دو دستی زدم تو سرم گفتم خدایا این چه شانسیه ما داریم و به سرعت متواری شدم

این رفیق بابام خیلی خاطره داره  ( هرچندالان فرسنگ ها با ما فاصله داره) اگه بخواید بازم از خاطراتش براتون می نویسم.

 نوشته شده توسط ملا ضحکه الدین |  
فهرست اصلی
آرشیو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS





Powered by WebGozar

Copyright © 2006 All Rights Reserved by tanzpardaz.Blogfa.com